واسه مادرم با اون زندگی زوری
زنی که خلاصه شده توی قابلمه و قوری
کسی تا به حال نتونسته ببینه بدنشو
کسی اصلا نتونسته بگیره روسری شو
می گفت بعد مرگ می برنش جهنم
می گفت آدم رو از سر مو آویزون می کنند
گفتم :مگه نگفتند بهشت زیر پای شماست مامان
بهشت سر کاریه بیا دنیا رو بچسب
میگفت:اذان داره میگه .مو به تنم سیخ شده
گفتم :می ترسی .ترس به روحت میخ شده
هفتاد سال زن بوده .یعنی کلفت
یعنی چیزی تو زندگی اش چیزی ندید جز خفت
زنی که گناه بود بودنش ولی به جا
زنی که استحاله کرده بودنش تو فال
کسی که خیانت نکرد به شوهرش.چی شد؟
پنجاه سال فحش شنید و کتک خورد
باید توسری بخوره.بمیره .نفس نکشه
عکس هیچ پرنده ای رو بی قفس نکشه
زنی که همیشه یک سایه اونو می پایید
عروسکی که مرد به هر شکل باهاش می خوابید
تو بوی سیلی و شلاق میدی .خانم
تا کی می خوای به مردا باج بدی خانم
مثل وطن شدی همدم ولگردها
تقدیر توی دست تو واسه فردا
تو بوی زمین سوخته مون رو میدی .خانم
تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانم
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
یک ام از اون عطر غیرت ات رو ما هم بپاش
ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدیم
از تو کتاب اسم رستم رو فقط شنیدیم
که اگه اونم بود امروز حتما کراکی بود
رستم امروز از جنس بد شاکی بود
رستم اگه بود واسش جرم می ساختند
تو گردنش آفتابه لگن می انداختند
شاید می رفت جنگ و برمی گشت احترام داشت
سرتیپ سپاه میشد تو دوبی سهام داشت
رستم می تونست حتی به قولی گنجی شه
یک کم کانت و پوپر بخونه فرنگی شه
می شد اسلام رو سکولاریستی تعبیر کنه
می شد قرآن رو توی هرمونوتیک تفسیر کنه
میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه
میشد جک بگه معترض تعبیر بشه
شاید میرفت اروپا الان دو تا پاس داشت
اونجا تاکسی می روند اینجا الگانس داشت
تو هر عید میرفت تو کنسرت ها می رقصید
دیگه حرف سیاسی نمی زد می ترسید
رستم اگه بود میگفت:جدم عرب بود
خزر مال روس ها خلیج خلیج عرب بود
رستم اگر امروز بود رستم رو از یاد می برد
شاهنامه بیست سی سال تو طاقچه خونه خاک می خورد
خانم ما مرد نیستیم تو رومون خط بکش
پرچم رو بگیر خودت بشو رییس جنبش
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
یک ام از اون عطر غیرت تو رو ماهم بپاش
تو بوی زمین سوخته مون رو میدی خانم
تو هم که از عرش به فرش رسیدی که خانم!!!
ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
یک ام از اون عطر غیرت تو رو ماهم بپاش