تبليغاتX
پری نامه
قصه های اقیانوس
داشتم یک ویژه نامه رو که در مورد پرونده ی دانشجوهای ستاره دار بود می خوندم . یکی از نکات جالبش این بود که می گفتن پای برگه ی تصویب این قضیه رو خاتمی امضا کرده . البته یکی از دانشجوهای ستاره داری که تونسته بود از زیر دست وزارت اطلاعات در بره و بره خارج می گفت که در نهایت با توسل به دفتر خاتمی و با حمایت اون تونسته بود بارشو ببنده و فرار کنه ولی دلش خیلی از دست خاتمی پر بود یه جوری انگار اونو مقصر می دونست .

همیشه یک چنین تردیدهایی در باب خاتمی وجود داشته . این که چرا خیلی جاها سکوت کرده و چرا با خیلی چیزها مقابله نکرده . که البته خیلی ها می گویند به خاطر فشاری بوده که رویش بوده . ولی در نهایت این حرفها آدم را به تردید می اندازد .

هر چند که یک تار موی خاتمی به هزار تا مثل احمدی نژاد می ارزد و در نهایت باز هم به او رای می دهم ولی هیچ وقت نتوانستم جواب این سوال ها را بگیرم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط پری   | 

من معتقدم توی این شرایط باید بدون تامل از خاتمی حمایت کرد آن هم به خاطر منافع خودمان .
چون این کشور محل زیست ماست که این بیشرف ها دارند به گه می کشندش .
و چون فعلا هیچ کار بهتری برای کوتاه کردن دست شان در توان مان نیست بهتر است از خاتمی حمایت کنیم .
ترجیحا عقاید مسخره ای مثل تحریم انتخابات را هم گل بگیریم بهتر است .
همین تحریم کردن ها باعث شد احمدی نژاد رای بیاورد.  چون دگر اندیشان که انتخابات را تحریم می کنند . فقط می مانند اصولگراها و بسیحی ها و دار و دسته شان که با کمال میل توی انتخابات شرکت می کنند و به امثال احمدی نژاد رای می دهند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط پری   | 

فکر می کنم بعد این ۴ سال کثافت کاری احمدی نژاد هر کی از اومدن خاتمی خوشحال نشه مغز خر خورده . حالا هر چقدرم که به خاتمی و دوم خردادی ها بدبین باشه .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 4:26 بعد از ظهر  توسط پری   | 

كاش مي شد آدم بعضي چيزا رو تجربه كنه .

 براي يه روزم كه شده همه قوانين و همه ي اصول رو زير پاش بذاره و هر كاري دلش مي خواد بكنه . عياش باشه ، بي بند و بار باشه ،هيز باشه و...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط پری   | 

همانا اوسکولان تنها رستگاران تاریخند ...
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط پری   | 

تصمیم گرفتم عاشقانه ترین شعر جهان رو به یه عزیزی تقدیم کنم اما هیچ شعر عاشقانه ای بلد نیستم .

دوستان محبت کنن و در راستای این اقدام خداپسندانه هر شعری رو که فکر می کنن زیباترین شعر عاشقانه ی جهانه رو برای من اینجا بذارن .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط پری   | 

 وقتی یه آدم خیلی مزخرف به تورت می خوره ، از اون آدمایی که واقعا نمی شه اسم آدمو گذاشت روشون و خیلی راحت بدون این که مرتاضی چیزی باشی می تونی حیوون تو وجودشونو ببینی ،
واقعا یه نکته ای وجود داره که می تونه امیدوارت کنه که اون قدرا هم بدشانس نیستی که همچین جونوری به تورت خورده و اونم این مساله است که با دیدن اون متوجه می شی که در مقایسه با اون آدم خوبی محسوب می شی . و می تونی با این مساله تسکین پیدا کنی .

لاقل من که این طوری به خودم امیدواری دادم!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط پری   | 

راستشو بخواين اين كه تو در مقابل اون جونور آدم خوبي هستي دلگرم كننده است ولي يه نگاه ظريف ديگه هم ميشه به اين قضيه داشت و اونم اينه كه تو آدم اوسكولي هستي كه همچين جونوري مي تونه بازيت بده !
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط پری   | 

فکر کنم خدا یه سوتی ناجور تو آفرینش من داده و اونم این که این قدر تو آفرینش من ظرافت و دقت به خرج داده که دیگه فراموش کرده نیمه ی گمشده م رو خلق کنه و در نتیجه من موندم بی نیمه.

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت                       آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

به هر حال اگه حضرت خدا پاسخی بر این مدعا داره می تونه تو اولین فرصت اعلام و خودشو تبرئه کنه. 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط پری   | 

"مردی را هفت مرحله است و اولین آن این است که پای زندگی ات را به وبلاگت نکشی "

و دومین آن این که با پسرهای سال پایینی و دخترهای سال بالایی خودت دوست نشوی !

در مورد بقیه مراحل آن بعدا صحبت می کنیم !

(با اقتباس از عامه پسند)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط پری   |