یه کتابی هست که از نقطه نظر روشنفکرا خز و بازاری و اینا به حساب میاد اما واقعا یه شاهکاره . از این نظر که شامل حقایقی بسیار مهم در مورد عالم ماوراءالطبیعه است.
کتاب ِ در آغوش نور
این کتاب در مورد زنی است که مرده و سپس زنده شده و در مورد مشاهداتش از آن جهان می گوید . من حاضرم به دلایل زیادی قسم بخورم که این کتاب کاملا بر پایه ی حقیقت نگاشته شده :
۱. چیزهایی که نویسنده تعریف می کند کاملا از سطح تخیل انسانی فراتر است.
۲. منطبق بر یک سری حقایق و معارف عمیق است.
۳. چیزهایی که در مورد معارف آن جهان می گوید کاملا با منطق انسانی جور در می آید.
این کتاب دیدی روشن و امیدوارانه از خدا و خودمان به ما می دهد .
واقعا دارم سعی می کنم که کمتر حرف بزنم هر چند کار سختیه .
اگه یه آدمی آدم بزرگی نباشه و کار مهمی نکنه ممکنه به خاطر این باشه که واقعا آدم کوچیکیه.
ولی ممکن هم هست که آدم بزرگی باشه ولی چون لباس درستی نپوشیده نمی تونه کار بزرگی انجام بده.
(نقل به مضمون کردم جمله بندیشو درست یادم نیست)
به نظرم حرف درستی می زنه . بهتره یه کم به سر و وضعمون برسیم!
اما وقتی شروع می کنم به فکر کردن به اینکه اون کار دقیقا چیه به نتیجه ای نمی رسم !
و تو همین فکر کردن هاست زمان می گذره و اون انرژی هم کم کم ته نشین می شه !
دیگه هر کی هر چی همتشه بیاد و ابراز علاقه و کچل شدگی کنه !
بدو خدا خیرت بده . اجرت با امام حسین !
و اما آخرین نتایج حاصله از تلاشهای من :
بالاخره من عشق بزرگ زندگی ام را یافتم. طی یک جریان رمانتیک دیگر برای یافتن عشق ، معشوق حقیقی ام را پیدا کردم . او انسانی است بسیار دوست داشتنی ، زیبا ، خوش اخلاق ، باهوش و جذاب .
خلاصه همه چی تمام است . و برخلاف دفعه های قبل که یکی از طرفین خاطر آن یکی را نمی خواست . این دفعه هر دو هم را دوست داریم و به هم عشق می ورزیم .
و باید اعلام کنم که این شخص دوست داشتنی کسی نیست جز خودم .
از آنجا که من تلاشهای نافرجام زیادی در این زمینه داشتم . به این نتیجه رسیدم که من کسی را می خواهم که مثل خودم باحال و بامزه و ... باشد . و به این نتیجه رسیدم که حالا که همچین کسی را می خواهم چرا این شخص خودم نباشم!
تااینکه وقتی که توی کلیسا نشسته ام به موتورسیکلتم فکرکنم.
"مارلون براندو"
واگر من جای خدا بودم قطعا حالت اول را ترجیح می دادم .به نظر شما خدا کدام یکی را ترجیح می دهد ؟
و
خوشا به حال شما که اکنون گریانید چرا که خواهید خندید .
خب وقتي داور خودم باشم انتظاري دارين پارتي بازي نكنم ؟انگار تو ايران زندگي نمي كنيد ها !
هر كي بزرگترين آرزو رو داشته باشه برنده است .
خالي بستن ممنوعه هر كسي يه آرزوي قلبيشو مي ذاره .
اميد كه اين پست موجب برآورده شدن آرزوي وي گردد.آمين!
از خودم شروع مي كنيم :
من دلم مي خواد يه مجتمع تفريحي بزرگ داشته باشم كه هر چي اسباب خوشي و شاديه توش فراهم باشه .چيزايي مثل كتاباي خوب ، مجله هاي خوب ، موسيقي ، استخر ، شهر بازي ، سينما ، رستوران ، اتاق بازي ، تالار رقص و ...
هم براي بزرگترا و هم براي بچه ها. همه اون تو مثل خر كيف مي كنن.