۱.احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
۲.شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
ولی جدی به یه درک جدید از زندگی رسیدم و این که ما آدمای خوشبختی هستیم که تو قبیله های بومی به دنیا نیومدیم!
پ.ن: آخه فیلم می سازی چرا روحیه ی لطیف مردمو در نظر نمی گیری ؟ !!!
و حالت سوم اين است كه هم عاشق روح و هم عاشق جسم كسي شوي .
كه در اين صورت اين فرد يك ابر انسان است و احتمال يافتنش يك در ميليون است كه به صفر ميل مي كند . و از طرفي يك انسان والا مي خواهد كه پاك باخته و خالصانه عاشق اين ابر انسان شود و در نتيجه خود او نيز ابر انسان به حساب مي آيد .
پس نتيجه مي گيريم كه عشق مي تواند با شرط فوق وجود داشته باشد ولي از اثبات رياضي آن نتيجه مي شود كه علنا وجود ندارد و همچين عشقي هر چند قرن يك بار پيش مي آيد !
پ.ن :
ولي حتي اگر چنين عشقي پيش بيايد از آنجا كه احتمالا با وصال به درک واصل می شود ، در نتيجه باز هم نتيجه مي شود كه عشق مادي به آن عنوان كه در ادبيات عاشقانه ما عنوان مي شود يك دروغ تاريخي بيش نيست و فقط مرتبه اي پائين از انواع دوست داشتن است.
پ.ن ۲:
تكليفم با عشق تا حدودي روشن شد !
اگر من يك ابر انسان باشم و آنقدر خوش شانس باشم كه يك ابر انسان را بيابم ممكن اتفاق عشق شكل بگيرد و از اينجا به بعد ۳ حالت دارد :
۱. من و ابر انسان مذكور نگاه هم مي كنيم و مي گوييم : هي اين يك ابر انسان است ! الان وقت عاشق شدن است ! ولي احتمالا با هم حال نمي كنيم و اصلا عشقي به وجود نمي آيد!
۲. من و ابر انسان مذكور كه از اين به بعد او را به اختصار اام صدا مي كنيم عاشق هم مي شويم و به وصال هم مي رسيم و عشقمان با وصال به درك واصل مي شود .
۳. من و اام عاشق هم مي شويم و چون نمي خواهيم عشقمان را به ... دهيم تصميم مي گيريم در فراق بسوزيم و يا طي يك عمليات انتحاري براي هم فدا شويم كه در نتيجه عشق مذكور در نطفه مي ميرد.
نتيجه گيري منطقي : كسي در هر صورت طعم عشق واقعي را نخواهد چشيد و آدمي كه نخواهد با يك وضع دردناك فداي ديگري شود يا آخرش بدبخت و بيچاره شود مسلما از خير درك و تحليل عشق حقيقي مي گذرد و مي رود دنبال زندگي خودش !
من هنوز تکلیفم با مقوله ی عشق روشن نشده . اگه عشق یه چیز پاک و آسمونیه و عشق به یه روح بزرگه پس چرا آدم عاشق هم جنس خودش نمی شه و عاشق جنس مخالفش می شه ؟
اگه کثیف و پست و جنسیه پس چرا اینقدر ازش خوب یاد می کنند ؟
یا اینکه فقط یه روکش زیباست برای امیال کثیف انسان ها و یه دروغ تاریخیه ؟
من چه جوری باید حقیقت رو بفهمم ؟
تو رو خدا هر کی فکر می کنه جواب سوال من رو می دونه بگه .
آزمودم عقل دور اندیش را بعد از این دیوانه سازم خویش را
این که انسان محتاج به کسی بودن و چیزی بودن نباشد .این که آن گل زیبای جنگل های آفریقا بداند که همین که زیباترین گل دنیاست کافی است و نیاز به تایید کسی نداشته باشد .
نخواهد که برای کسی بودن بال بال بزند و خودش را رنج بدهد . و این برایش کافی باشد که زیبا بودن او یک حقیقت است حتی اگر هیچ وقت کسی این را نفهمد .
و من هنوز به فتح قله می اندیشم
و دستهایم مور مور می کند
ی این قله ای ؟
مرا که از نفس های آلوده ی زمین آمده ام ،
درون خودت جا کن .