تبليغاتX
پری نامه
قصه های اقیانوس
احساس آدم بد بودن ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط پری   | 

اگه همین جوری که دارین راه می رین یهو یه آگهی ترحیم با اسم و مشخصات خودتون ببینین که اتفاقا تمام کسانی که اسمشون پائین برگه اومده هم مشخصات اقوام شما را دارن چه کار می کنین ؟

هیچی اول شوکه می شین و بعد متوجه می شین که عمه ی پدرتون که اسم شما را از روی مال او برداشته اند فوت کرده!...

مثل اتفاقی که برای من افتاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط پری   | 

همیشه باید ببینی قضیه از کجا آب می خوره...

یه تازیانه ی چرمی دارم که بعضی وقتا باهاش می افتم به جون خدا همیشه همه چی زیر سر اونه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط پری   | 

اما وقتی در زندون بازه   هر کی که در بره خیلی خره....

به نظر شما اونی که در بره خره یا اونی که نره؟

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:55 قبل از ظهر  توسط پری   | 

همه خیلی راحت متوجه می شن که یه نویسنده چه ذهن کثیفی داره ولی یه سوپر استار تا وقتی فیلمش درنیاد یه موجود پاکه !
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط پری   | 

یه اوسکولی رو تو دانشگاه شیراز می شناختم که ادعای عارف مسلکی داشت .یه بار که می خواست برای یکی از رفیقاش آستین بالا بزنه رفت به دختره گفت :به من الهام شده که اگه تو اینو ردش کنی تریلی از روت رد می شه ! یا یه اتفاق خیلی بد برات می افته .
یه بار دیگه م می خواست با دختره رفیق بشه اومد گفت :به من یک مکاشفه ای دست داده که تو اون به شما اشاره شد !
الهاماتش در راستای دخترا بود و خیلی جدی می گفت که عشق آسمونی بدون عشق زمینی نمی شه.
کور شم اگه دروغ بگم!

این جانور را نام عباس بود و طی مدت شوم پیامبری اش دهها دختر را به وصال خودش رساند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط پری   | 

من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم می بینی گریه هات کلی حروم شد...

داشتم این را زیر لب می خواندم که میم گفت : مهستی مرد!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 10:59 قبل از ظهر  توسط پری   | 

ـ یکی از ویژگی های شخصیتی من اینه که همیشه تو کیفم ۱۰ تا خودکار به ۱۰ رنگ مختلف دارم که هیچ کدوم خط نمی دن و باید از بغل دستی خودکار بگیرم!

- از دیگر ویژگی های بارز شخصیتی من اینکه سالی دو بار از یک کتابخونه ی عمومی کتاب می گیرم و هر کدومو بین ۴-۶ ماه نگه می دارم و در نهایت بین ۱۰ - ۲۰ هزار تومن جریمه می شم ولی این باعث نمی شه که دوباره تاخیر نکنم.

- خیابونی که من توش راه می رم باید فاقد هر چاه چاله یا تیر برقی باشد چون مدام سرم توی چیزی است و دارم می خوانمش .

- من کلا از همه چی متنفرم مگه اینکه خلافش ثابت بشه !

- جواب سلام هیچ کسو نمی دم در حالی که از دیدنش حتی اگه فقط یه بار ازش بستنی خریده باشم ذوق می کنم.

- آدمای بی ادعا رو دوست دارم حتی اگه کوچکترین وجه اشتراکی با من نداشته باشن و عوضی ترین آدما باشن و...

نمی دونم شما هم به این چیزا می گین ویژگی شخصیتی یا نه ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط پری   | 

از همین جا همه ی مدعیان قلیان کش را به مسابقه حلقه ی طلایی دعوت می کنم و با اعتماد به نفس کامل مدعی می شوم که بهترین حلقه ساز خاورمیانه ام .

یعنی هنره که از هر انگشتمون می ریزه!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط پری   | 

گمان نکنید که برای خاطر شماست که این وبلاگ را می نویسم .برای این است که بعدا سر وقت خودم بخوانم!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط پری   | 

چند وقتی است که به بی خوابی دچار شده ام و تا ۵- ۶ صبح خوابم نمی برد . اوضاع اسفناکی ست که فقط یک نتیجه ی کوچکش اینست که تا ۱۲ ظهر می خوابم و به هیچ کارم نمی رسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط پری   | 

اون وقتها نمی فهمیدم چرا پدرم منو با خودش می برد آبتنی تو زاینده رود . حالا می فهمم که برای این بود که کسی شنایش را با زیر آبی های معرکه اش را ببیند حتی اگر این شخص یک پسربچه ی ۵-۶ ساله باشد ...

از گاوخونی مدرس صادقی که صادقانه عاشقشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط پری   | 

از کجا معلوم همون موقع که تو منو اوسگول کردی منم تو رو اوسکول نکرده باشم !

زندگی واقعا پیچیده است!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط پری   | 

- کدوم مادر فلانی گفته من این کارو کردم؟

- خودت گفتی !

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 4:19 بعد از ظهر  توسط پری   | 

لذتی مثل ترکاندن بزرگترین جوش چرکی دنیا!
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط پری   | 

قرار شده پس از سهمیه بندی بنزین عروس ها را سوار خر کنند و مراسم عروس کشان را سنتی انجام دهند!
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط پری   | 

لال می شیم...
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط پری   | 

آقای میم کوچکترین مرد دنیاست آنقدر که در جیب لباس شما جا می شود .
آقای میم توی یک تابلو زندگی می کرد آن تابلو منظره ای از یک دریاچه بود که آقای میم تویش ماهیگیری می کرد روی دیوار اتاق من!
بعد یک روز حوصله اش از آن تو سر رفت و من دیدمش که رفت لبه ی پنجره ام و قلابش را رو به خیابان آویزان کرد. و این طوری شد که زندگی من با کوچک ترین مرد دنیا شروع شد.
در کل دنیای جالبی را تجربه می کردیم .بعد از ظهر ها می گذاشتمش توی جیبم و با هم می رفتیم گردش .من سعی می کنم سرگرمش کنم تا هوای برگشتن به آن قاب کوچک به سرش نزند و پهلوی من بماند . مطمئنم روزهای خوشی را با رفیق بند انگشتی ام پیش رو داریم.
میم کوچکم:
از کوچک بودنت نترس من مرقبت هستم .فکر نکن که کوچک ترین آدم دنیا هستی . آدمهای زیادی را دیده ام که نه تنها کوچکتر از تواند بلکه بسیار حقیرترند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط پری   | 

ـ با تله پاتی هم می شه تقلب کرد؟

ـ آره ولی با موبایل بهتر می شه !

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط پری   | 

تازه الان بعد از ۱۴ سال درس خوندن فهمیدم که مسئله های امتحان را باید از قبل خوانده باشی و به هیچ وجه برای تست هوش و سنجش معلومات عمومی شما نیستند!
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط پری   | 

مازوخیسته به سادیسته:منو بزن !... منو بزن! ....

سادیسته: (با بدجنسی) : نچ ! ...نچ ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط پری   | 

ده نمکی در تحلیل عرفانی! اخراجی ها گفته:
نمود سلوک عرفانی مجید سوزوکی در فیلم اینجاست که از دعوا با زنجیر برای ناموس شخصی اش به دفاع با قمه برای ناموس ملی می رسد!

پی نوشت : رید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط پری   | 

دلش می خواست که مهربانترین آدم دنیا؛ مهربانترینشان بیاید .آنی که نه غرض دارد و نه حتی در پی این است که مهربانیش را ثابت کند؛بیاید و زخمهایش را مرهم کند .
بیاید و دنبال تسکین او باشد .
و او روی شانه اش گریه کند ...آرام ...آرام...

پ.ن : خودخواه!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط پری   | 

دیشب تمام زرد آلوهای خوب را مشت مشت برای خودم بر می داشتم و سفت ها برای او می ماند .او هم اصلا حواسش نبود.اصلا احساس نمی کردم او هم دوست دارد زرد آلوی شیرین بخورد !
از دیشب تا حالا به خودم به چشم یک جنایتکار نگاه می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط پری   | 

هر ایرانی یک بیت الغزل معرفت است!
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط پری   | 

-می گن زیدان مصدوم شده که یه ماهه بازی نمی کنه

-ساده نباش جوون ! همیشه یه جریاناتی پشت پرده س!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط پری   | 

آیا دوباره روی لیوان ها خواهم رقصید؟؟...
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط پری   | 

اگه می تونستم گیتار الکترونیک بزنم دیگه وبلاگ نمی نوشتم.تنها چاره داد زدنه .. به دلایل امنیتی وارد گروههای راک هم نمی تونم بشم

من عاشق هر چیز جنون آمیزیم که تو این دنیا وجود داره

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط پری   | 

ارتباط تخم ؛ تخیل ؛ و هر چیزی که تو این کشور اتفاق می افته!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط پری   | 

اسم ما هم رفت تو لیست سیاه!
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط پری   | 

خدایا چرا تنها میرزا بنویس کلاسمان این قدر بدخط است؟  ما این آخر ترمی جزوه از کجا بیاوریم؟
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط پری   | 


۱.شما باید رلکس باشید
۲. روبروی بازیکن روبرو بنشینید
۳.بگوئید که چشمهایش را ببندد
۴.و گوشش را بیاورد جلو
۵.شما باید اسم کوچکش را صدا کنید
۶.صدایتان باید مثل نجوا باشد
۷.و وقتی خوب هر دو توی حس رفتید توی صورت هم تف کنید

برنده ی بازی کسی ست که اول تف کند

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط پری   | 

در محبوبیت و تاثیر هنرشان همین بس که تا به کلیپ ایشان می رسد همه next می کنند
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط پری   | 

- من خیلی دل نازکم مثلا وقتی بالهای یه گنجیشکو می کنم یا سرشو زیر پام له می کنم .یا دم یه مارمولکو می کنم واقعا دلم رحم می یاد.

ـواقعا هم! شما با این روحیه ی لطیفتون چه جوری می خواین تو اجتماع زندگی کنین!

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط پری   | 

خودتو به اون راه نزن ،همیشه باید طرف یکی رو بگیری ،وسط از همه محکوم تره!
+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط پری   | 

امروز که سر کلاس خصوصی احساس انیشتن بودن بهم دست داد تازه به قدرت پول پی بردم و اینکه چه آدم موفقی می شدم اگه به جای اینکه با رتبه ۵ دولتی قبول می شدم با رتبه چند رقمی می رفتم دانشگاه آزاد .به خدا پول دادن آدمو نابغه می کنه.

البته من خنگ هستم ولی تمام ترم هم سر کلاس نرفتم همینه که اینطوری گیر کردم.

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط پری   | 

۱. اسگول کردن آدمها کار بدیست .خدا آدمهای بد را از موهایشان توی جهنم آویزان می کند .
۲.شعور داشته باشید .اگر کسی پس ورد آی دی اش را به شما داد یعنی به شما اعتماد دارد و اگر سوئ استفاده کنید یعنی شما آدم بدی هستید
۳.هر چند آن دخترک هم خیلی تحت تاثیر جمله های عاشقانه تان قرار نگیرد باز هم شما آدم بدی هستید
۴.همه ی شواهد حاکی از این است که من آدم بدی هستم
۵.من آدم مازوخیستی هستم
۶.من از موهایم توی جهنم آویزان می شوم
۷.گمانم احمدی نژاد را هم آویزان کنند به هر حال اسگول کردن یک ملت بدتر از یک نفر است
۸.در مازوخیست بودن من همین بس که جفتشان آدرس وبلاگم را دارند

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط پری   | 

از شگفتیهای جماعت خوانندگانمان همین بس که صدای نصف شان شبیه سیاوش است
+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط پری   |